|
شاید دیگه چیزی از ایمان در وجود بشر باقی نمانده باشد ولی هنوز کمی انسانیت و جدان بعضی جاها پیدا میشه، هرچند دوره آخر الزمان شده و کمتر کسی براش مهمه که چه بر سر بقیه میاد ولی شاید هنوز هم دلهای بیداری باشند که نوای آیا کسی هست که مرا یاری کند را از زبان کودکان مسلمان که در زیر چکمه های یزیدیان زمان ناله سر داده اند را بشنوند هنوز هم حسین با بینوایان و یتیمان غزه فریاد مسلمانان یاریم کنید را سر میدهد ولی افسوس، وای به مسلمانی ما که برادرانمان و خواهرانمان را لگد مال کردند و فریادی از حلقوم ما بر نخواست که ای شمر زمانه پایت را از گلوی یاران فرزندفاطمه بردار کاش فرزند فاطمه بیاید و شاید ندای انا الحق او تیری باشد بر دلان خفته مسلمانان که اگر هر یک با سطلی آب بر سر اسرائیل میریختیم او را غرق میکردیم و امروز اینچنین شاهد غرق به خون شدن کودکان مظلوم فلسطین نبودیم نمیدانم چرا فریادی از حلقوم خفته ای بر نمیخیزد که ای نامردان مرد نما اگر با ما مشکلی دارید و از دین و رسول ما بیزارید چرا باید تاوان آن را کودکان مظلوم بدهند مگر رقیه میتوانست شمشیری بر حلقوم یزید فرو نماید یا علی اصغر تیری سه شعله را به سوی شمر پرتاب نماید ولی خون این طفلان همچون تیری بر سر یزید و معاویه زمان خواهد بارید و اورا برای همیشه از صفحه روزگار محو خواهد نمود که این وعده قرآن است و تخلفی در آن نیست. گویند حسین خونش را ریخت تا پرچم سرخی باشد در دست ما تا بر سینه دشمن بکوبیم ولی افسوس که ما از خون حسین پرچم سیاهی ساخته و او را بر سینه خود میکوبیم. پس اگر هنوز هم اثری از خون حسین و غیرت حسینی باقی ماده با ید به پا خواست و همرا با فرزند زهرا و همگام با مسلمانان فلسطین در مقابل ظلم ظالمان ایستاد
+ نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت 11:5 بعد از ظهر  توسط امید
|
|
|